• شماره های پیشین

  • معرفي نشريه

    فصلنامه علمي _ پژوهشي «پژوهش زبان و ادبيات فارسي»

    اولين  نشريه علمي _ پژوهشي علوم انساني  در جهاددانشگاهي

    اين نشريه از سال 1381 مقاله‌هاي علمي- پژوهشي را به سردبيري آقاي دكتر حسينعلي قبادي در حوزه‌ تخصصي زبان و ادبيات فارسي منتشر مي‌كند. 

    جناب آقای دکتر مهدی سعیدی، دستیار علمی سردبیر می‌باشند.


    آخرین مقالات منتشر شده

    • دسترسی آزاد مقاله

      1 - اپونیم «نام‌بخش»، گونه‌ای بلاغی در زبان فارسی
      حسین قربانپور آرانی المیرا تسلیمی
      شماره 58 , دوره 18 , پاییز 1399
      اپونیم اسم‌ و صفتی است که به یک مفهوم تبدیل شده و در واقع مفهوم با مصداق یکی شده است و اینک در مفهومی به‌کار می‌‌رود که ناخودآگاه جمعی آن را پذیرفته است. اپونیم برخلاف استعاره، در زبان ادبی به‌کار نمی‌رود؛ بلکه بیشتر در زبان عامیانه کاربرد دارد و برخلاف استعاره که قرینه چکیده کامل
      اپونیم اسم‌ و صفتی است که به یک مفهوم تبدیل شده و در واقع مفهوم با مصداق یکی شده است و اینک در مفهومی به‌کار می‌‌رود که ناخودآگاه جمعی آن را پذیرفته است. اپونیم برخلاف استعاره، در زبان ادبی به‌کار نمی‌رود؛ بلکه بیشتر در زبان عامیانه کاربرد دارد و برخلاف استعاره که قرینه‌ای برای فهم آن لازم است، اپونیم ریشه در ناخودآگاه جمعی قوم یا فرهنگی خاص دارد. در واقع اپونیم‌ها، استعاره‌های کلیشه‌شده‌ای‌ هستند که فهم آنها منوط به همسانی فرهنگی است. اینگونه واژه‌ها در زبان، کاربرد فراوان دارد؛ اما در زبان فارسی تا کنون تحقیقی در باب این ژانر یا صنعت ادبی انجام نشده و حتی به‌عنوان یک آرایۀ ادبی نیز مطرح نشده است. این تحقیق به دنبال آن است که این نوع کاربرد را به‌عنوان یک ژانر، معرفی و نیز اینگونه اسم‌ها را بر اساس قلمرو معنایی و نوع کاربرد آنها تقسیم‌بندی کند. روش این پژوهش کیفی بوده است و داده‌های آن بر مبنای روش توصیفی- تحلیلی و با بهره‌گیری از ابزار مطالعات کتابخانه‌ای به دست آمده است. نتیجۀ این تقسیم‌بندی قرار دادن اپونیم‌ها در هشت گروه مختلف است: مذهبی و غیرمذهبی، حیوان و انسان، مثبت و منفی، سیاست و مکان. از طرفی دیگر در شش دستۀ: نام اشخاص، جانوران، مکان، لوازمی مربوط به بزرگان مذهبی و اسطوره‌ای، در معنای صفت و دنیای مجازی قرار داده شده‌اند. پربسامدترین اپونیم‌ها در زبان فارسی اسم‌هایی خاص هستند که به صفت تبدیل شده‌اند؛ مانند: ابلیس و دجال. بعضی از اپونیم‌ها نام‌ حیواناتی است که به صفت تبدیل شده‌اند؛ مثل: لاشخور و کفتار. برخی از نام‌های مکان نیز به صفت تبدیل شده‌اند؛ همچون: صحرای کربلا و قیامت. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      2 - کاربردی‌شدگی فعل «گفتن» در فارسی نو
      مهرداد مشکین فام الهام ایزدی
      شماره 58 , دوره 18 , پاییز 1399
      یکی از فرایندهای تغییر زبانی، کاربردی¬شدگی است و از جمله محصولات این فرایند، گفتمان‎نماها هستند. گفتمان‎¬نماها عناصر زبانی هستند که کلام را یکپارچه می‎کنند و به¬گفتمان اجازۀ انحراف از مسیر اصلی خود را نمی‎¬دهند. هدف این مقاله، بررسی کاربردی¬¬شدگی فعل «گفتن» در فارسی¬نو چکیده کامل
      یکی از فرایندهای تغییر زبانی، کاربردی¬شدگی است و از جمله محصولات این فرایند، گفتمان‎نماها هستند. گفتمان‎¬نماها عناصر زبانی هستند که کلام را یکپارچه می‎کنند و به¬گفتمان اجازۀ انحراف از مسیر اصلی خود را نمی‎¬دهند. هدف این مقاله، بررسی کاربردی¬¬شدگی فعل «گفتن» در فارسی¬نو است. به¬منظور بررسی دقیق¬تر، فارسی¬نو را به دو دورۀ مجزا تقسیم کرده‎¬ایم؛ فارسی¬نو متقدم (از قرن چهارم تا اواخر هفتم) و فارسی معاصر. در فارسی¬نو متقدم، فعل «گفتن» در مقام فعل اصلی واژگانی در معناهای «بیان¬ کردن» و «نامیدن» کاربرد ¬داشته است و بیان‎کنندۀ مفهوم وجهیت استقرایی نیز بوده و در ساخت¬های غیرشخصی شرکت می¬کرده ¬است. این جزء زبانی در فارسی معاصر با حفظ نقش‌‎های قبلی از رهگذر فرایند کاربردی‎‌شدگی به گفتمان‎¬نما تبدیل شده¬ است. در این نقش متأخر، فعل «گفتن» به صورت¬های «می¬گم» و «بگو» درآمده ¬است و نقش‌¬های «شروع گفتمان»، «تغییر موضوع» و «اشاره به ¬اطلاعات جدید در گفتمان» را بر عهده ¬دارد. بسامد وقوع گفتمان‎¬نمای «می‎گم» بیشتر¬ از گفتمان‌‌نمای «بگو» است. داده¬¬های این پژوهش، مستخرج از کتاب¬‌های نگاشته‌شده به زبان فارسی نو متقدم، اینترنت و فیلم¬های تلویزیونی است. از آن¬جا که گفتمان¬نماها بیشتر در گونۀ گفتاری یافت می¬شوند، در فارسی معاصر برای بررسی نقش متأخر گفتمان¬نمایی «گفتن» فیلم‌های تلویزیونی برگزیده شدند. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      3 - کارکرد گفتمانیِ واژۀ زندیق: ادبیاتِ پهلوی و نوشته‌های عربی و فارسی
      علیرضا حیدری مجتبی منشی‌زاده فائزه فرازنده پور
      شماره 58 , دوره 18 , پاییز 1399
      در این مقاله، با بهره‌گیری از رویکردهای مرتبط به تحلیل‌گفتمان انتقادی، کارکرد واژۀ «زندیق» در طول زمان مطالعه شده است. ظاهراً این واژه در ادبیات پهلویِ ساسانی، نخستین‌‌بار در کتیبه‌های موبد متعصب زرتشتی، کرتیر، به کار رفته است و به مانویانی اطلاق ‌شد که این موبد، آنان ر چکیده کامل
      در این مقاله، با بهره‌گیری از رویکردهای مرتبط به تحلیل‌گفتمان انتقادی، کارکرد واژۀ «زندیق» در طول زمان مطالعه شده است. ظاهراً این واژه در ادبیات پهلویِ ساسانی، نخستین‌‌بار در کتیبه‌های موبد متعصب زرتشتی، کرتیر، به کار رفته است و به مانویانی اطلاق ‌شد که این موبد، آنان را سرکوب و کشتار ‌می‌کرد. واژۀ «زندیق» سپس در ادبیات پهلوی، عربی و فارسی، برای طرد و سرکوب مخالفان عقیدتی به کار برده شد. احتمالاً با تلاش موبدان ساسانی، ارتباط «زند» در واژۀ «زندیق» با ریشۀ اوستائیِzan- به معني «دانستن» پنهان شده بود، که تبیین این نظر تازه، در مقالۀ حاضر، مبتنی بر تقسیم‌بندی فوکو (1970) از روش‌های طرد در گفتمان بوده است. در این تحقیق روشن می‌گردد که بنابرالگوی سه‌لایه‌ایِ فرکلاف (1995) در تحلیل‌ِ گفتمانی و «بینامتنیت»، با اتکا به متون یک دوره،کارکردِ گفتمانیِ واژه‌ای چون «زندیق» درک نمی‌شود. همچنین معلوم خواهد شد که در گذرِ زمان، دامنۀ طرد با «زندقه»، در گفتمان‌ها گسترده‌تر می‌گردد و رهبران هر گفتمان در کنار پیروان خود، برای کسبِ هژمونی در ایدئولوژی‌ خود، غالباً مخالفانشان را با اتهام «زندقه» طرد می‌کردند. این مدعا بنابر نظریۀ گفتمان لاکلائو- موفه (1985) روشن می‌گردد و نیز مشخص می‌شود که با عناصر متفاوت، مفاهیمی برای «زندیق» از همان گفتمان فقهیِ عصرساسانی تا دوره‌های بعدی پدید آمد و معنی و کاربرد «زندیق» از مفسر اوستا به مبدِعِ عاملِ گمراهی، هم‌ارز با جادوگر در گناه و... دگرگون شد. بدین ترتیب، دلالت‌های فقه‌اللغوی، بی‌یاریِ تحلیل‌گفتمان انتقادی در فهم «زندیق» و کاربردش، کارساز نیستند. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      4 - تحلیل تصویر کنشگری خداوند در باب کشاورزی، از اسطوره تا عرفان
      مژگان زرین فکر مریم صالحی نیا
      شماره 58 , دوره 18 , پاییز 1399
      تصاویرِ خدا حاصل تلاش‌های ذهن بشر برای شناخت بهتر وجودی رازناک و قدسی است. یکی از این تصاویر برجستۀ خدا در گسترۀ تخیّل نامحدود بشر، «خدایِ کشاورز» است که از آن می‌توانیم تحت عنوان کنشگری خداوند در باب کشاورزی یاد کنیم. این تصویر، در بطن تصاویر قلمرو روییدنی‌ها، جنبه‌ای چکیده کامل
      تصاویرِ خدا حاصل تلاش‌های ذهن بشر برای شناخت بهتر وجودی رازناک و قدسی است. یکی از این تصاویر برجستۀ خدا در گسترۀ تخیّل نامحدود بشر، «خدایِ کشاورز» است که از آن می‌توانیم تحت عنوان کنشگری خداوند در باب کشاورزی یاد کنیم. این تصویر، در بطن تصاویر قلمرو روییدنی‌ها، جنبه‌ای از کنش و عملکرد خدا را در خلقت عینی و ملموس می‌کند. کنشگری خدا در حوزة کشاورزی، در متونی که مَحمل تصویرسازی برای خدا هستند، علی‌رغم حضور پویایی که دارد، تحولات و دگرگونی‌های چندی را پشت سر گذاشته است. نوشتار پیش رو با روش توصیفی- تحلیلی و با رویکرد تحلیل بوطیقای استعاره، این تصویر را در اساطیر، متون مقدس و عرفان بررسی کرده‌است. در اساطیر، آفرینش خدا در عملکرد الهه باروری و ایزد میرای گیاهی در قالب چرخش فصول تبیین می‌شود. در متون مقدس این کنش به اهورامزدا، یهوه، خدایِ پدر و الله متناسب با بافت حاکم بر هر متن واگذار می‌شود و در عرفان هم این کنش به شکلی متنوع و جامع با محوریت انسان، به تصویر کشیده می‌شود. نتایج بررسی نشان داد که این تصویر، سیری چرخشی را از طبیعت بیرون به طبیعت درون انسان و از طبیعت عینی به طبیعت انتزاعی پیموده است. همچنین گسترش دامنۀ اختیار و سیطرۀ خدا بر جهان و انسان از مواردی است که در دگردیسی این تصویر به چشم می‌خورد. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      5 - بنیاد اسطوره‌ای استعارة مفهومی مرگ در مثنوی معنوی
      علی‌رضا شعبانلو
      شماره 58 , دوره 18 , پاییز 1399
      در عرفان اسلامی، مسیر عمدة رسیدن به شناخت حقیقت و اتصال به آن، مرگ است. مرگ، مرغ جان را از قفس تن می‌رهاند و به زندگی معنا می‌بخشد و مقصد و مقصودش را مشخص می‌کند؛ از این رو مرگ ثمره و میوة زندگی است. این تفکر در برخی از اساطیر نیز وجود دارد. مولوی از جمله عارفانی است که چکیده کامل
      در عرفان اسلامی، مسیر عمدة رسیدن به شناخت حقیقت و اتصال به آن، مرگ است. مرگ، مرغ جان را از قفس تن می‌رهاند و به زندگی معنا می‌بخشد و مقصد و مقصودش را مشخص می‌کند؛ از این رو مرگ ثمره و میوة زندگی است. این تفکر در برخی از اساطیر نیز وجود دارد. مولوی از جمله عارفانی است که در تصویر سیمای مرگ، از اندیشه‌های اساطیری بهره برده است. در این مقاله با استفاده از روش و نظریة استعاره مفهومی، استعاره‌های حوزه مرگ را در مثنوی مولوی کاویدیم تا بدانیم چه نسبتی میان اندیشة مولوی دربارة مرگ با اندیشه‌های اسطوره‌ای وجود دارد و نقش باورهای اساطیری در تعریف مسیر سلوک عرفانی چیست. دریافتیم که مولوی چون اغلب عرفا، مرگ (به‌ویژه مرگ بی‌مرگی) را در چارچوب «سفرِ بازگشت و بالارونده به سوی اصل/ حق/ حقیقت» شناخته و پرداخته است و از این رهگذر، راه سلوک عرفانی را بازنموده، و مرگ را روش شناخت حقیقت و نیل به عرفان معرفی کرده و نقش مهم آن را در فرایند دریافت معرفت الهی و سلوک عرفانی نشان داده است. مبنای این استعاره، اصل دوگانگی جان و تن در باور به ثنویت ایرانیان باستان است که در منطقة آسیای غربی و شمال آفریقا و جنوب اروپا گسترش یافته بود تا این که از خرقة «مُثُل» افلاطون سر برآورد. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      6 - از ذهن تا تجربة زیسته؛ تحلیل تطبیقی در شعر متقدّم و متأخر قیصر امین‌پور
      سیدرضا شاکری محمد  کمالی زاده
      شماره 58 , دوره 18 , پاییز 1399
      با نگاهی فلسفی و نظری می‌توان دو رویکرد فکری را در شعر قیصر امین‌پور شناسایی و تحلیل کرد؛ شعر متقدم و شعر متاخر. مسئله این پژوهش این است که فرایند شکل‌گیری این دو نوع را در نسبت با تحولات زمینه‌ای توضیح دهد و تفاوت‌های آن دو را از منظر دگرگونی و تحول فکری و روحی شاعر تب چکیده کامل
      با نگاهی فلسفی و نظری می‌توان دو رویکرد فکری را در شعر قیصر امین‌پور شناسایی و تحلیل کرد؛ شعر متقدم و شعر متاخر. مسئله این پژوهش این است که فرایند شکل‌گیری این دو نوع را در نسبت با تحولات زمینه‌ای توضیح دهد و تفاوت‌های آن دو را از منظر دگرگونی و تحول فکری و روحی شاعر تبیین کند. شاعر در شعر متقدم از شرایط فکری و سیاسی و پیرامونی تأثیر گرفته و محوریت تولید شعر و ذهن شاعر اندیشه‌ها و باورهای عمدتاً دینی و انقلابی است که شعرهایی را با درونمایه‌های خاص تولید می‌کند. در شعر متأخر امین‌پور تجربة زیسته جای ذهن را گرفته و شعرهایی با محوریت و محتوای موقعیت‌های انسانی در زندگی تولید می‌گردد. مبنای نظری این پژوهش مفهوم تجربة زیسته در نظریة علوم انسانی ویلهلم دیلتای است. یافته‌های این مطالعه نشان می‌دهد که قیصر امین‌پور شاعری در متن تحولات اجتماعی، فکری و سیاسی جامعة خویش و جهان بزرگتر مشترک بشری قرار دارد و یک فرایند تکاملی را در شاعرانگی از سر می‌گذراند و به زبان و جهان تازه‌ای از ابعاد شعر دست می‌یابد. جزييات مقاله
    پربازدیدترین مقالات

    • دسترسی آزاد مقاله

      1 - الگوی تاریخ معرفت و معاد معنا در اندیشه «شهاب‌الدين یحیی سهروردی»
      زهرا ماحوزی حسینعلی  قبادی احمد پاکتچی مریم  حسینی
      شماره 51 , دوره 16 , زمستان 1397
      سهروردی در حکمت اشراق، الگویی از تاریخ معرفت را پی می‌گیرد که پیش از او در متون صوفیه صورت¬بندی شده است. این نقشه تاریخی که مبتنی بر حدیثی منسوب به پیامبر اسلام(ص) است، آینده معرفت باطنی اسلام را پس از پیامبر(ص) پیشگویی می‌کند و برای سرنوشت معرفت الهی در زمین، سه مرحله چکیده کامل
      سهروردی در حکمت اشراق، الگویی از تاریخ معرفت را پی می‌گیرد که پیش از او در متون صوفیه صورت¬بندی شده است. این نقشه تاریخی که مبتنی بر حدیثی منسوب به پیامبر اسلام(ص) است، آینده معرفت باطنی اسلام را پس از پیامبر(ص) پیشگویی می‌کند و برای سرنوشت معرفت الهی در زمین، سه مرحله تعیین می‌کند: دوران علم حضوری، دوران امانت معنا در کلمه و دوران تبدیل استعاره به رمز. سهروردی به این نقشه تاریخی بازمی‌گردد و با تعریفی که از حکیم الهی و نقش وی در تأویل رموز عارفان عرضه می‌کند، تکمله‌ای را برای تاریخ معرفت رقم می‌زند. مرحله چهارمی که سهروردی بر این الگوی تاریخی می‌افزاید، مرحله معاد معنا به حقیقت آن است و تعریف آن تنها با رجوع به کلیّت نظام حکمی سهروردی ممکن می‌شود. مقاله حاضر می‌کوشد تا این الگوی تاریخی را از متون صوفیه استخراج کند سپس به تبیین نقش سهروردی در تکمیل آن بپردازد. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      2 - بررسی و نقد مقالات علمی- پژوهشیِ مرتبط با ادبیات در دهۀ 1380 شمسی
      عبدالله  راز احمد  رضی
      شماره 32 , دوره 12 , بهار 1393
      انتشار مقالات علمی- پژوهشی در دورۀ معاصر، فرصتی مناسب برای به اشتراک‌ گذاشتن یافته‌های پژوهشگران و آگاهی مخاطبان از تازه‌ترین دستاوردهای علمی است. به‌رغم رشد کمّی انتشار اینگونه مقالات در دهۀ اخیر، به ارزیابی و نقد آنها توجه کافی نشده است. این مقاله بر آن است با روش تو چکیده کامل
      انتشار مقالات علمی- پژوهشی در دورۀ معاصر، فرصتی مناسب برای به اشتراک‌ گذاشتن یافته‌های پژوهشگران و آگاهی مخاطبان از تازه‌ترین دستاوردهای علمی است. به‌رغم رشد کمّی انتشار اینگونه مقالات در دهۀ اخیر، به ارزیابی و نقد آنها توجه کافی نشده است. این مقاله بر آن است با روش توصیفی- تحلیلی به ارزیابی انتشار آن دسته از مقالات علمی- پژوهشی بپردازد که از سال 1381 تا 1390 دربارۀ ادبیات منتشر شده‌اند. هدف از این پژوهش، بیان نقاط قوت و ضعف این مقالات و ارائۀ تصویری از وضعیت مقاله‌نویسی علمی در حوزۀ تحقیقات ادبی است. برای این منظور، 345 مقاله به عنوان نمونه گزینش شد و در آنها مهم‌ترین موضوعات مورد توجه نویسندگان، شناسایی و در قالب رویکردهای متن‌محور، زمینه‌محور، نویسنده‌محور، خواننده‌محور و مقالات متفرقه تبیین گردید. همچنین الگوی همکاری میان نویسندگان و کیفیت و کمیّت منابع مورد استناد در این مقالات نیز در قالب نمودارها و جدول‌هایی ارائه شده است. به جهت اهمیت مسئلۀ مستندات مقالات و برای سنجش دقت داده‌های به‌دست‌آمده از حجم نمونۀ اصلی، تعداد 345 مقالۀ دیگر در قالب دو گروه «شاهد 1» و «شاهد 2» مورد بررسی دقیق‌تر قرار گرفت. این بررسی نشان می‌دهد با وجود تنوّع موضوعی مقالات، به‌کارگیریِ گونه‌های مختلف منابع، توجه به برخی رویکردهای میان‌رشته‌ای به‌ویژه در نیمۀ دوم دهۀ هشتاد، دقت نسبی در تدوینِ منسجم مقالات، تخصّصی‌شدن گروهی از مجلات علمیِ مرتبط با ادبیات و نیز رشد چشمگیر همکاری استادان و دانشجویان در نشر مقالات، در بسیاری از این مقالات کاستی‌های متعددی وجود دارد. از جمله ضعف روش‌شناختی، غلبۀ رویکرد توصیفی، تکراری بودن محتوای شمار زیادی از مقالات، فقر نگاه انتقادی، شمار زیاد مقالات آموزش‌محور، رواج معیارهای کمّی و شکل‌گرایانه و... هستند. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      3 - ایجاز و حذف در شعر معاصر (با تکیه بر اشعار نیمایوشیج، احمد شاملو، مهدی اخوان ثالث، سهراب سپهری و یدالله رؤیایی)
      لیلا  کردبچه
      شماره 34 , دوره 12 , پاییز 1393
      ایجاز، پیراستنِ کلام از حواشی و عناصرِ غیر لازم است، به گونه‌ای که بیشترین مضمون با ارائۀ کمترین کلمات بیان شود؛ شیوه‌ای‌ که هر چند در ادبیات قدیم نیز به ‌کار می‌رفته، توجهِ ویژه به آن را باید از مهم‌ترین دستاوردهای شعر معاصر دانست که علاوه ‌بر موجزکردنِ کلام، تحوّلی نی چکیده کامل
      ایجاز، پیراستنِ کلام از حواشی و عناصرِ غیر لازم است، به گونه‌ای که بیشترین مضمون با ارائۀ کمترین کلمات بیان شود؛ شیوه‌ای‌ که هر چند در ادبیات قدیم نیز به ‌کار می‌رفته، توجهِ ویژه به آن را باید از مهم‌ترین دستاوردهای شعر معاصر دانست که علاوه ‌بر موجزکردنِ کلام، تحوّلی نیز در سازه‌های نحوی ایجاد کرده است. توجهِ شاعرانِ معاصر به برخی از این شیوه‌ها، عملاً رویکردی به سازه‌های زبانیِ کهن است، امّا برخی دیگر، از دستاوردهای زبانیِ ادبیات معاصر محسوب می‌شود. در این پژوهش، شیوه‌های رسیدن به ایجاز را در دو گروه عمدۀ سازه‌های ایجازی و شیوه‌های حذف، در شعر گروهی از شاعران معاصر بررسی و آنها را با شیوه‌های حذف و ایجاز در ادبیات قدیم مقایسه کرده‌ایم، با این‌ هدف که در کنارِ شناختِ این شیوه‌ها در شعر معاصر، تأثیر سازوکارهای زبانیِ ادبیات قدیم را بر بخشی از سازه‌های ایجازیِ شعر معاصر و نیز نوآورانه‌بودنِ برخی شیوه‌های حذف را در شعر این روزگار نشان دهیم. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      4 - سبک شناسی رمان «جای خالی سلوچ» اثر محمود دولت آبادی
      ميلاد  شمعي
      شماره 13 , دوره 7 , بهار 1388
      سبک، شیوه‌ي خاصی است که نویسنده یا شاعر برای بیان مفاهیم خود در اثر ادبی به کار می‌برد. در مورد سبک از گذشته تاکنون تعاریف گوناگونی ارائه شده است. این اصطلاح در حال حاضر در مورد روش‌هایی به کار می‌رود که از طریق به کار بردن فنون و مفهوم‌های زبان‌شناسی به مطالعه تحلیلی ا چکیده کامل
      سبک، شیوه‌ي خاصی است که نویسنده یا شاعر برای بیان مفاهیم خود در اثر ادبی به کار می‌برد. در مورد سبک از گذشته تاکنون تعاریف گوناگونی ارائه شده است. این اصطلاح در حال حاضر در مورد روش‌هایی به کار می‌رود که از طریق به کار بردن فنون و مفهوم‌های زبان‌شناسی به مطالعه تحلیلی ادبیات می‌پردازد. همچنين زاویه دید، مسائل زبانی، چگونگی شخصیت‌پردازی و چند و چون جهت‌گیری درون مایه را تعیين می‌کند. ویژگی اصلی آثار محمود دولت آبادی بویژه در رمان"جای خالی سلوچ" توجه به زبان و ساختار ادبی متن است. به عنوان نمونه، واژه‌های محلی و قومی که دولت آبادی در این رمان به کار گرفته، خصلت اصلی زبان باستانگرای او را آشكار مي‌سازد كه وام گرفته از کتاب‌هایی مانند تاریخ بیهقی و تاریخ بیهق است. نگارندگان در این مقاله کوشیده‌اند با بررسی ساختار ادبی و زبانی این رمان از جمله: واژگان، تصاویرخیال، تنوع جمله‌ها، ضرباهنگ، تکرار، انسجام، تأکید و…خصوصیات سبک شناسیک آنرا نمایان سازند. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      5 - تحلیل انتقادی شیوۀ روایت‌پردازی حکایتی از گلستان سعدی (جوان مشت‌زن)
      طیبه  پرتوی‌راد مصطفی  گرجی
      شماره 38 , دوره 13 , پاییز 1394
      یکی از مقوله¬های مهم که ذهن و ضمیر پژوهشگران ادبی را به خود معطوف کرده و با بررسی فنّ روایت¬پردازی شاعران و نویسندگانی است که در حوزه روایت‌پردازی صاحب‌نام بوده¬اند. کشف راز و رمز این روایت‌پردازی¬ها هم می¬تواند ارزش‌ آثار پیشینیان را آشکارتر کند و هم به نویسندگان امروز چکیده کامل
      یکی از مقوله¬های مهم که ذهن و ضمیر پژوهشگران ادبی را به خود معطوف کرده و با بررسی فنّ روایت¬پردازی شاعران و نویسندگانی است که در حوزه روایت‌پردازی صاحب‌نام بوده¬اند. کشف راز و رمز این روایت‌پردازی¬ها هم می¬تواند ارزش‌ آثار پیشینیان را آشکارتر کند و هم به نویسندگان امروز در راستای دستیابی به فنون روایی تأثیرگذار یاری رساند. در این ‌بین، گلستان سعدی یکی از آثاری است که با تعمق بیشتر می‌توان به لایه‌های عمیق‌تر آن دست‌یافت و با بازخوانی و دیگرگونه¬خوانی آن، ظرفیت¬های ادبی تازه‌ای را در آن یافت. پژوهش حاضر با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و به روش توصیفی- تحلیلی به بررسی و تحلیل انتقادیِ گفتمان روایی و ساختار روایت¬پردازی حکایت «جوان مشت‌زن» در باب سوم گلستان می‌پردازد و به مخاطب نشان می‌دهد که سعدی تا چه حد در گفتمان موجود توانسته است براي القاي معاني و انديشه‌هاي موردنظر خود، شکل متناسب با آن را بيابد و بر اساس همگونی شکل و محتوا به خلق اثری بپردازد که ابعاد گوناگون یک اثر هنری را توأمان داشته باشد و پاسخگوی مخاطبان در طول اعصار مختلف باشد. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      6 - بررسي تقابل‌هاي دوگانه در ساختار حديقه سنايي
      محمد امير  عبيدي‌نيا علي  دلائي ميلان
      شماره 13 , دوره 7 , بهار 1388
      تقابل‌هاي دوگانه، يکي از مفاهيم اساسي در نقد ساختارگرايي، پساساختارگرايي و نظريات زبان‌شناسي و نشانه‌شناسي است که در باورهاي اساطيري و فرهنگي بشر ريشه دارد. در جاي جاي حديقه سنايي، مي‌توان رد پاي تقابل‌هاي دوگانه را يافت. در سطح روساختي حديقه، تركيب واژگان، عنوان سر فصل چکیده کامل
      تقابل‌هاي دوگانه، يکي از مفاهيم اساسي در نقد ساختارگرايي، پساساختارگرايي و نظريات زبان‌شناسي و نشانه‌شناسي است که در باورهاي اساطيري و فرهنگي بشر ريشه دارد. در جاي جاي حديقه سنايي، مي‌توان رد پاي تقابل‌هاي دوگانه را يافت. در سطح روساختي حديقه، تركيب واژگان، عنوان سر فصل‌ها، تناسب ابيات و چينش مطالب، تقابل دوگانه دارند و در سطح ژرف ساختي اين كتاب هم، ميان مضامين متوالي بيان شده، چنين تقابلي وجود دارد. در سطح روساختي حكايت‌ها، ميان شخصيت‌ها، تقابل‌دوگانه حاكم است و ژرف ساخت حكايت‌ها هم حول همين محور مي‌چرخد. در اين مقاله ابتدا مفهوم اصطلاحي تقابل‌هاي دوگانه در نظريات مختلف مورد بررسي و تحليل قرار گرفته، آنگاه ريشه تقابل‌هاي دوگانه در سطح روساختي و ژرف‌ساختي، بخصوص در شخصيت‌پردازي حکايت‌هاي حديقه، مشخص و طبقه بندي شده است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      7 - کارکرد بررسی واژگان دخیل در فهم متون مقدس؛ مطالعه موردی: سجّیل
      سيده زهرا  مبلغ
      شماره 10 , دوره 6 , بهار-تابستان 1387
      در حوزه مطالعات قرآني، بررسي واژگان دخيل معمولاً با دو دشواری اصلي همراه است. نخست: محققان در بررسي اين واژه‌ها، به مواردي بر مي‌خورند که ريشه و معناي دقيق آنها براي متقدم‌ترين لغويان معلوم نيست. بنابراين، هم فهم آيات مشتمل بر اين واژه‌ها با ابهامات لغوي همراه است، هم ا چکیده کامل
      در حوزه مطالعات قرآني، بررسي واژگان دخيل معمولاً با دو دشواری اصلي همراه است. نخست: محققان در بررسي اين واژه‌ها، به مواردي بر مي‌خورند که ريشه و معناي دقيق آنها براي متقدم‌ترين لغويان معلوم نيست. بنابراين، هم فهم آيات مشتمل بر اين واژه‌ها با ابهامات لغوي همراه است، هم اين سردرگمي لغويان متقدم، پيگيري ريشه اصلي واژه را دشوارتر مي‌سازد. دوم، در توضیح این واژه‌ها عموماً تعداد قابل توجهي روايات تفسيري وجود داردکه توضيحاتي تأويلي و مصداقي ـ و در موارد اندکي، توضيحات لغوي ـ درباره این واژه‌ها به دست مي‌دهند. اين دسته از روايات به سبب اساس و صبغه تأويليِ غير زبان‌شناختی‌شان، نه تنها به کار معناشناسي واژگان دخيل نمي‌آيند، بلکه فهم خود آنها و کشف ارتباط مصداق‌هاي تأويلي مطرح شده در آنها با معناي لغوي واژگان، مستلزم آگاهي به معناي دقيق واژه دخيل است. با اين وصف، اگر اين روايات را در کنار آيات قرآنيِ مشتمل بر واژه‌هاي دخيل به عنوان بخشي از متون مقدس يا مأثور به حساب آوريم، فهم دقيق آنها در گرو مطالعات زبان‌شناختی در باب ريشه و معناي واژه‌هاي دخيل است. در اين نوشتار«سِجّيل» از واژگان دخيلي است که ريشه‌هاي مختلفي براي آن پيشنهاد شده و روايات تفسيري مختلفي در توضيح آن وجود دارد. دستيابي به فهم دقيقي از اين واژه در درجه نخست مستلزمِ تحليل و نقادي ريشه‌يابي‌هاي زبان‌شناسان است. با تحلیل این ریشه‌یابی‌ها ابتدا معلوم می‌گردد که مناسب‌ترین ریشه پیشنهادی، ریشه فارسی است. ضمناً نشان داده مي‌شود که پذيرش هر ريشه و معناي متناسب با آن چگونه بر فهم ما از روايات تفسيري و قبول يا رد آنها تأثير مي‌گذارد. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      8 - کارکرد اسطوره در گفتمان پسااستعماری رمان فارسی (با تحلیل سه رمان سووشون، رازهای سرزمین من، اهل غرق)
      نفیسه  مرادی مریم  حسینی
      شماره 37 , دوره 13 , تابستان 1394
      دسته‌ای از نویسندگان معاصر ایران در سال‌های پیش از انقلاب اسلامی و پس از آن در گفتمانی پسااستعماری، آثاری را با موضوع تبیین استعمار غرب و مقاومت در برابر آن پدید آوردند. این نویسندگان کوشیدند تا با استفاده از کارکرد تأثیرگذار اسطوره‌ها در گفتمان پسااستعماری رمان، نسبت ب چکیده کامل
      دسته‌ای از نویسندگان معاصر ایران در سال‌های پیش از انقلاب اسلامی و پس از آن در گفتمانی پسااستعماری، آثاری را با موضوع تبیین استعمار غرب و مقاومت در برابر آن پدید آوردند. این نویسندگان کوشیدند تا با استفاده از کارکرد تأثیرگذار اسطوره‌ها در گفتمان پسااستعماری رمان، نسبت به نفوذ سیاسی و فرهنگی استعمار و امپریالیسم واکنش نشان دهند. سیمین دانشور، جلال آل‌احمد، رضا براهنی، شهرنوش پارسی‌پور، منیرو روانی‌پور و غلامحسین ساعدی و ... از جمله نویسندگان ادبیات پسااستعماری در ایران هستند. در این پژوهش، کارکرد اسطوره‌ در سه رمان فارسی «سووشون» اثر سیمین دانشور، «رازهای سرزمین من» اثر رضا براهنی و «اهل غرق» اثر منیرو روانی‌پور، بررسی و تحلیل شده است و نویسندگان مقاله به تبیین این موضوع پرداخته‌اند که آنچه در ایجاد گفتمان پسااستعماری در این رمان‌ها و بازآفرینی دورۀ تاریخی حضور غربی‌ها در ایران نقش مهمی داشته است، به کارگیری اسطوره‌های سیاسی و فرهنگی است که رمان‌نویسان بر پایۀ اساطیر قدیم ایرانیان تولید کرده¬اند. نویسندگان سه رمان مورد بررسی، با استفادۀ مناسب از اسطوره‌ها، نفرت شدید خود را نسبت به اشغال ایران توسط غربی‌ها به نمایش گذاشته‌اند و چهرۀ متجاوزان غربی و واکنش ایرانیان نسبت به آنها را به خوبی نشان داده‌اند. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      9 - غزل روایی و خاستگاه آن در شعر فارسی
      احمدرضا  منصوری
      شماره 8 , دوره 5 , بهار-تابستان 1386
      غزل فارسی یکی از قالب‌های اصلی شعر فارسی است، اما پیدایش، پرورش و گونه‌های مختلف آن، موضوعی است که پژوهشگران را همچنان به تأملات و تحقیقات تازه‌تر دعوت می‌کند. در اين نوشتار ابتدا تعريفي تازه از شعر و غزل روايي عرضه، و انواع مختلف آن با دو رويكرد صوري ـ ساختاري و محتواي چکیده کامل
      غزل فارسی یکی از قالب‌های اصلی شعر فارسی است، اما پیدایش، پرورش و گونه‌های مختلف آن، موضوعی است که پژوهشگران را همچنان به تأملات و تحقیقات تازه‌تر دعوت می‌کند. در اين نوشتار ابتدا تعريفي تازه از شعر و غزل روايي عرضه، و انواع مختلف آن با دو رويكرد صوري ـ ساختاري و محتوايي ـ معنايي (انواع ادبي قديم) بازشناسي و تقسيم‌بندي شده است. در بخش ديگر نوشتار، دربارة خاستگاه غزل فارسي و آراي مختلف در آن باره بحث شده است. مطابق يافته‌هاي اين تحقيق كه با شواهدي از شعر فارسي مستند و مؤيد گشته، خاستگاه غزل روايي با دو رويكرد تغزلي و غزلي قابل بررسي است و انواع مختلف آن را مي‌توان بر اساس ساختار (با سه گونة حکایت، گفت و گو، و توصيف) و محتوا (با محتواهايي چون اجتماعي، تاريخي، عرفاني ـ معرفتي، سوگنامه، مژده‌نامه، سفرنامه، سرگذشت و... كه زيرمجموعه ساختار حكايت جاي مي‌گيرند) تقسیم‌بندی و معرفی كرد. در انتهاي نوشتار نيز به فواید یا کارکردهای غزل روايي (مثل انسجام ساختاري شعر، آسان‌يابي مضامين و ارتباط بهتر با مخاطب، نمايشي شدن، و لذت بخشي) اشاراتی شده است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      10 - تحلیل منطق‌الطیر بر پایه روایت‌شناسی
      کاظم  دزفولیان فواد  مولودی
      شماره 20 , دوره 9 , بهار 1390
      این مقاله بررسی ساز و کار روایت منطق‏الطیر از دیدگاه دو روایت‏شناس ساختارگرا، گرماس و ژنت است. از یک سو، با طرحِ الگوی کنشیِ معناشناسانة گرماس و ساختارِ بنیادینِ تقابل‏های دوگانه در این الگو، فرایند معناسازی و پیش‏رویِ واحدهای روایت در منطق‏الطیر تحلیل می‏شود. همچنین نق چکیده کامل
      این مقاله بررسی ساز و کار روایت منطق‏الطیر از دیدگاه دو روایت‏شناس ساختارگرا، گرماس و ژنت است. از یک سو، با طرحِ الگوی کنشیِ معناشناسانة گرماس و ساختارِ بنیادینِ تقابل‏های دوگانه در این الگو، فرایند معناسازی و پیش‏رویِ واحدهای روایت در منطق‏الطیر تحلیل می‏شود. همچنین نقشِ تقابلِ جفت‏های متضاد همچون معنا و صورت، روح و جسم، لاهوت و ناسوت در شکل‏گیریِ نقش‏های کنشیِ این الگو تبیین می‏گردد. از دیگرسو، بر اساسِ نظریة ژنت، سه سطحِ رواییِ داستان، روایت، روایت‏گری و مؤلّفه‏های رابطِ این سطوح در متنِ منطق‏الطیر نشان داده می‏شود تا از دیدگاهِ ژنت، میزانِ روایت‏مندی این اثر معلوم شود. جزييات مقاله
    مقالات در انتظار انتشار
  • پست الکترونیک
    literature.ac.ir@gmail.com
    آدرس
    تهران، خيابان انقلاب اسلامي، خيابان دانشگاه، خيابان شهيد وحيد نظري، شماره 47
    تلفن
    66951593-5 داخلی107-315 و 19-66970901 داخلی 310

    جستجو

    نمایه شده در

    آمار مقالات

    تعداد دوره‌ها 18
    تعداد شماره ها 56
    مقالات چاپ شده 431
    تعداد نویسندگان 2639
    تعداد مشاهده مقاله 641806
    تعداد دانلود مقاله 69641
    تعداد مقالات ارسال شده 1992
    تعداد مقالات رد شده 1435
    تعداد مقالات پذیرفته شده 466
    زمان پذیرش(روز) 107
    تعداد داوران 329