مقاله


کد مقاله : 139607031127388232

عنوان مقاله : بازنمایی تنازع سرزمین مادری و سرزمین دیگری در ادبیات داستانی مهاجرت

نشریه شماره : 48 فصل بهار 1397

مشاهده شده : 241

فایل های مقاله : 216 KB


نویسندگان

  نام و نام خانوادگی پست الکترونیک مرتبه علمی مدرک تحصیلی مسئول
1 مهدی سعیدی mehdesaedi@yahoo.com استادیار دکترا
2 سیده نرگس رضایی rezaimail@yahoo.com استادیار دکترا

چکیده مقاله

پدید آمدن تنازعات فرهنگی و هویتی یکی از پیامدهای مهاجرت است. تفاوت‌های فرهنگی میان دو سرزمین، سبب بروز جدال‌های فرهنگی می‌شود. در مهاجرتها، رابطه فرهنگی و هویتی فرزندان و پدر و مادر، شکل‌های گوناگون دارد و جامعه‌‌شناسان نیز نظریههایی را درباره وضعیت فرهنگ‌پذیری و گسست فرهنگی مهاجران در جامعه میزبان بیان کرده¬اند. ادبیات داستانی، زمینه طرحِ اَشکال و پیامدهای متنوع تنازعات فرهنگیِ مهاجرت است. این مقاله بر پایه نظریه‌های جامعه¬شناختی درباره مفاهیمی نظیر ادغام، انطباق، همانندی و جدایی، سه داستان «مرغ عشق»، «بزرگراه» و «چه کسی باور میکند رستم» را بررسی کرده است. در داستان مرغ عشق، چالش و جدالِ میان دو نسل به مقاومت و رویارویی بی سرانجام نسل اول و نسل دوم میانجامد و فرهنگپذیری آنها را با مشکل مواجه میکند. در داستان «بزرگراه»، مهاجر از فرهنگ و هویت سرزمین مادری جدا شده، سعی میکند با گزینش راهبرد همانندی و ادغام به جامعه میزبان بپیوندد؛ اما گذشته او را رها نمیکند؛ او در وضعیتی آستانه¬ای و چالش بین دو فرهنگ قرار میگیرد و باید به پاسخ این پرسشها برسد که «آیا ارزش دارد فرهنگ نیاکان را حفظ کرد؟» و «آیا حفظ روابط با دیگر گروه¬ها ارزشمند است؟». در رمان چه کسی باور میکند رستم، فرزند خانواده با انتخاب الگوی همانند شدن از رفتار و کردار مادر تبعیت نمی‌کند و رفتار خود را بر اساس ارزش¬ها و هنجارهای سرزمین میزبان شکل میدهد. مادر که علاقه¬مند به فرهنگ سرزمین مادری و بی¬توجه به فرهنگ میزبان است، از کنش متقابل با سرزمین میزبان یا فرهنگ دیگری پرهیز می¬کند و با انتخاب راهبرد جدایی، به جدال میان خود و فرزند دامن می‌زند.