مقاله


کد مقاله : 13950810143563781

عنوان مقاله : زاویه دید در سه داستان کوتاه از «بیژن نجدی»

نشریه شماره : 39 فصل زمستان 1394

مشاهده شده : 881

فایل های مقاله : 173 KB


نویسندگان

  نام و نام خانوادگی پست الکترونیک مرتبه علمی مدرک تحصیلی مسئول
1 شیوا پورنداف حقی shivahaghghi@gmail.com دانشجو دانشجوی دکترا
2 رضا اشرف زاده adu@mshdiau.ac.ir - -
3 علی تسلیمی taslimi1340@yahoo.com - -
4 عباس خائفی khaefi@ac.ir استادیار دکترا

چکیده مقاله

زاويه¬‌ديد، دريچه‌اي است كه نويسنده مي‌خواهد خواننده از همان دريچه به داستانش بنگرد. زاويه¬‌ديد در داستان كوتاه به دلیل حجم كم آن، اهمیتی فراوان دارد. «نجدي»، داستان¬نويس مدرن و توانمند، جايگاهی ویژه در داستان كوتاه معاصر دارد. او به فرم و ساخت داستان بيشتر توجه دارد و در به كارگيري زاويه‌ديد شگرد و مهارت خاصي دارد، به ‌طوری‌ که با هر زاويه¬ديد و چرخش آن به معنا‌آفريني جديد و صورتي نو در داستان می‌پردازد. در اين مقاله ابتدا زاويه‌ديد و انواع آن معرفی می¬شود. سپس به عنوان نمونۀ زوایه¬دید، سه داستان «استخري پر از كابوس»، «روز اسب ¬ريزي» و «دوباره از همان خیابان‌ها» از دو مجموعه آثار نجدی که زاویه¬دید در آنها نقش برجسته و تأثیرگذاری در ساختار و رسیدن به هدف و معنا و مفهوم دارد، تحلیل و بررسی مي‌شود. نجدی در داستان اوّل، زاویه¬دید سوم¬شخص نامحدود سنتی را به مدرن تبدیل نموده است. در داستان دوم، نویسنده با چرخش¬های متناوب، زاویه¬دید اول و دوم¬شخص دو دنیای متفاوت را در یک دنیای کلی نشان می¬دهد. در داستان سوم با چرخش زاويه¬ديد سوم¬شخص به اول¬شخص و به سبب زنده¬شدن شخصیت داستان و اعتراضش به نويسنده، نظریۀ «مرگ مؤلف و عدم قطعیت» وجود دارد. در مجموع زاویه¬دید در هر سه داستان دچار دگرگونی شده است و باعث آشنایی‌زدایی می‌شود که کاری فرمالیستی است و محتوا در آنها ارزش دست دوم دارد. این مقاله به بررسی همین دگرگونی‌های ساختاری در سه داستان یادشده می¬پردازد.