مقاله


کد مقاله : 139412151052481403

عنوان مقاله : تحليل رابطه گفتمان اخلاقي متن با شيوه بيان در دو اثر غلامحسین ساعدی

نشریه شماره : 37 فصل تابستان 1394

مشاهده شده : 641

فایل های مقاله : 219 KB


نویسندگان

  نام و نام خانوادگی پست الکترونیک مرتبه علمی مدرک تحصیلی مسئول
1 زهرا حیاتی Hayati.zahra@gmail.com استادیار دکترا

چکیده مقاله

خوانش متن ادبي با رويكرد نقد اخلاقي مي‏تواند بر اساس تشخيص مفاهيم و مضامين اخلاقي متن يا درك رابطۀ گفتمان اخلاقي متن با ساختار زيبايي‏شناسانه آن صورت پذيرد. در رويكردهاي جدید نقد بر این نکته تأکید می‏شود که متن هنري بر دلالت‏هاي ضمني استوار است و معناي آن، پنهان است. سرشت اثر ادبی اقتضا می‏کند که شيوه بيان بيشتر از موضوع مورد توجه قرار گیرد. پرسش پژوهش اين است كه نويسنده يك داستان ادبي، چگونه درك اخلاقي خود و مخاطب را با شيوه‏هاي روايت‏پردازي عمق مي‏بخشد. مورد مطالعه، دو داستان از آثار غلامحسين ساعدي است و از نقد و تحليل پژوهش‎‏هاي انجام¬يافته دربارۀ اين نويسنده چند نتيجه حاصل مي‏شود: 1- اصلي‏ترين حوزه‏هاي معنايي كه ساعدي به آنها توجه داشته، مضامين سياسي، مسائل اجتماعي و روحي و رواني است. در اين حوزه‏هاي معنايي، درون¬مايۀ اصلي آثار او پيوند مسائل اجتماعي با آسيب‏هاي فردي و ريشه داشتن فساد اخلاقي در اجتماع است كه رگه‏هايي از اخلاق ماركسيستي را بازمي‏نمايد. 2- ساعدي در تلفيق شيوه‏هاي مدرن داستان‏نويسي با آرمان‏هاي سياسي و اجتماعي، گفتمان اخلاقي خود را در بيان زيبايي‏شناسانه و شگردهاي روايي توليد كرده است. 3- واقع‏گرايي، ويژگي روساخت داستان‏هاي ساعدي است و تلفيق آن با نمادگرايي در ساختار دروني روايت، جنبۀ اخلاقي يا غير اخلاقي رويدادها را تقويت مي‏كند. 4- شخصيت در بيشتر داستان‏ها بر طرح غالب است و تأثير اجتماع بيمار بر فساد اخلاقي فرد در ترسيم كنش و واكنش شخصيت‏ها و تجسم ذهن و روان پيچيده آنها نشان داده مي‏شود. 5- فضاسازي و تجسم نمايشي بر شگردهاي بلاغي و زباني غالب است و تأثير منفي يك كنش غير اخلاقي از طريق فضاسازي به مخاطب القا مي‏شود.