مقاله


کد مقاله : 1394062315317197

عنوان مقاله : بررسي رابطة زمان و تعليق در روايت "پادشاه و كنيزك"

نشریه شماره : 31 فصل بهار 1388

مشاهده شده : 562

فایل های مقاله : 209 KB


نویسندگان

  نام و نام خانوادگی پست الکترونیک مرتبه علمی مدرک تحصیلی مسئول
1 زهرا رجبي z.rajabi_id@yahoo.com دانشجو دانشجوی کارشناس ارشد
2 غلامحسين غلامحسين‌زاده Gholamho@modares.ac.ir دانشیار دکترا
3 قدرت‌ الله طاهري Ghodrat66@yahoo.com دانشیار دکترا

چکیده مقاله

پيدايش شيوه‌هاي تازة روايت در دو قرن اخير، موجب پيشرفت روزافزون علم روايت‌شناسي در دهه¬هاي اخير شده است. از جملة اين مباحث، مقولة زمان در روايت است. يكي از محققاني كه به چگونگي زمانمندي در روايت پرداخته¬، ژرار ژنت فرانسوي است كه نظر خود را در قالب سه مبحث «نظم، تداوم و بسامد» مطرح كرده است. از آنجا كه مطالعة دقيق عناصر سازندة يك روايت و بازنمود قوانين حاكم بر آن، ما را در شناخت بهتر سازوكار و روابط دروني عناصر روايي ياري مي¬دهد؛ در اين مقاله براساس نظريه ژنت، نشان مي‌دهيم که چگونه مولانا، به¬عنوان يک داستان¬پرداز كلاسيك، از تمام ظرفيت¬هاي ادبي- روايي عنصر زمان در حكايت «پادشاه و كنيزك» در مثنوي بهره مي‌برد و در مسير حرکتش از زمان تقويمي به زمان روايي، با استفادة مناسب از تغيير در نظم خطي زمان پي‌رنگ و تفصيل و تكرار در شرح برخي كنشها، نوع خاصي از زمانمندي را ايجاد مي‌كند كه ارتباطي مستقيم و معنادار با القاي حس تعليق و انتظار در مخاطب داستان دارد.