مقاله


کد مقاله : 13940610142540125

عنوان مقاله : تحلیل رویکردهای انتقادی روشنگران ایرانی به شعر کلاسیک

نشریه شماره : 23 فصل بهار 1390

مشاهده شده : 653

فایل های مقاله : 312 KB


نویسندگان

  نام و نام خانوادگی پست الکترونیک مرتبه علمی مدرک تحصیلی مسئول
1 رضا چراغی Farzad4233@yahoo.com استادیار دکترا
2 احمد رضی Ahmad.razi@yahoo.com دانشیار دکترا
3 علیرضا نیکویی Alireza_nikouei@yahoo.com دانشیار دکترا

چکیده مقاله

در نود سال اخیر، تکرار انتقاد از شعر کهن فارسی در حوزه¬های مختلف فکری، فرهنگی، ادبی و...، به این انتقادها وجهی گفتمانی داده است؛ به گونه¬ای که به‌عنوان مثال در بررسی آراي شاعران نوگرایی چون نیما یوشیج و احمد شاملو، با «گفتمان انتقاد از شعر کهن» مواجهیم. گفتمان، مجموعه¬ای از گزاره¬هاست که در یک بازۀ زمانی، به طور منسجم دربارۀ موضوعی خاص بیان می¬شوند و زبان را در آن زمینه تجهیز می¬کنند. در تبارشناسی که مهم¬ترین رویکرد روش¬شناختی میشل فوکو در تحلیل گفتمان است، با بازگشت به سرچشمه¬های شکل¬گیری و طبیعی¬سازی گفتمان، بسیاری از رویکردها و گزاره¬ها، ساخت¬شکنی، تحلیل و آسیب¬شناسی می¬شوند. مقالۀ حاضر نیز بر آن است که با بررسی، طبقه¬بندی، تحلیل انتقادی و آسیب¬شناسی رویکردهای انتقادی پنج تن از معرو¬ف¬ترین روشنگران ایرانی در قرن سیزدهم هجری (نوزدهم میلادی)، زمینه¬های شکل¬گیری و طبیعی¬سازی بسیاری از انتقادها به شعر کهن فارسی را نشان ¬دهد. در این مقاله از روش توصیفی‌ـ تحلیلی با رویکرد انتقادی استفاده شده است. براساس یافته¬های این پژوهش، روشنگران ایرانی با معیار اثبات¬گرایی علمی، تقلیل ادبیات به کارکرد سیاسی‌ـ اجتماعی، علمی و مادی، نگاه اثباتی به زبان و توجه به رسانگی زبان ادبی برای اطلاع رسانی، آموزش و تبلیغ، تعمیم معیارهای علوم تجربی و زیست شناختی به عناصر ادبی و... به نقد شعر کهن فارسی پرداختند و انتقادهای خود را در چهارچوب مفاهیمی چون برجسته¬نمایی، حاشیه¬رانی، تقابل، کلشیه¬سازی، سوء تشخیص و... طبیعی¬سازی کردند.