مقاله


کد مقاله : 1394060714245997

عنوان مقاله : مرگ‌انديشي هدايت؛ نگرشي فلسفي يا روان‌شناسانه؟!

کلمات کلیدی : غريزه ، مرگ ، عشق ، زندگي ، هدايت ، فرويد

نشریه شماره : 20 فصل زمستان 1390

مشاهده شده : 457

فایل های مقاله : 196 KB


نویسندگان

  نام و نام خانوادگی پست الکترونیک مرتبه علمی مدرک تحصیلی مسئول
1 عليرضا شاهيني ar_shahini@yahoo.com استادیار دکترا
2 محمدرضا نصر اصفهاني M.nasr@ltr.ui.ac.ir دانشیار دکترا

چکیده مقاله

از ديدگاه شماري از منتقدان، صادق هدايت در بيشتر داستان‌هاي خود، قهرمانانش را به مرگ سوق مي‌دهد و اين مسئله برآمده از ذهن مرگ‌انديش و فلسفة بدبينانة وي دربارة زندگي است. از معضلات نقد داستان¬هاي هدايت، يکي همين است که آثارش سرشار از يأس فلسفي دانسته شده و ديگر اينکه شخصيت‌هاي اصلي داستان پيش را، مثل راوي بوف کور، آيينة شخصيت خود نويسنده مي‌دانند؛ اما با دقت در بن¬مايه¬هاي داستاني هدايت، بايد در مرگ فلسفي اين شخصيت¬ها به سوء¬ظن نگريست. هدايت از جمله نويسندگاني است که در ساختار روايت داستان‌هاي خود، رويکردي ويژه به نمايش جنبه‌هاي رواني شخصيت¬ها دارد. بنا بر نظرية روان‌شناسانة فرويد دربارة دو غريزة عشق و مرگ‌ به عنوان دو غريزة اصلي انسان- غريزة عشق به زندگي در پي شکست و نرسيدن به آرزوها در وجود انسان افول کرده و به ناچار جاي خود را به غريزة مرگ مي¬دهد. در اين مجال، ردپاي اين نظرية روان‌شناختي در بن¬ماية داستان‌هاي هدايت بررسي مي‌شود.