مقاله


کد مقاله : 13970528114934163934

عنوان مقاله : تحلیل طرح‌واره‌های حجمی در نمود آب و آتش در اشعار مولانا بر پایه زبان‌شناسی شناختی- فرهنگی

نشریه شماره : 50 فصل پاییز 1397

مشاهده شده : 196

فایل های مقاله : 258 KB


نویسندگان

  نام و نام خانوادگی پست الکترونیک مرتبه علمی مدرک تحصیلی مسئول
1 فریبا صادقی fsadeghie@ymail.com دانش آموخته دکترا
2 رویا صدیق ضیابری r.sedigh@ymail.com استادیار دکترا
3 رضا خیرآبادی rkheirabadi@gmail.com استادیار دکترا

چکیده مقاله

پژوهش حاضر قصد دارد با استفاده از نظریه زبان¬شناسی فرهنگی، در جهت آشنایی با نظام استعاری- فرهنگی زبان فارسی و همچنین الگوی تاریخی و اسطوره¬ای «آب و آتش»، به بررسی رابطه زبان و مفهوم¬سازی¬های فرهنگی در اشعار مولانا بپردازد. نمود آب و آتش در شش دفتر مثنوی معنوی و کلیات دیوان شمس مولانا چشمگیر است. مولانا در 1888 بیت از ابیات خود به عناصر اربعه اشاره داشته، در 524 بیت از آب و در 574 بیت از آتش بهره جسته ¬¬است. آب و آتش به عنوان دو عنصر متضاد از عناصر اربعه، دو خصوصیت متمایز از هم در عالم طبیعت دارند. اما این دو عنصر در مفاهیم ادبی و کارکرد استعاری به-ویژه مضامین عرفانی وقتی در طول یک بیت قرار می¬گیرند، خاصیت فراطبیعی یافته، به نوعی تضاد دیرینه¬ عقل و عشق را به تصویر می¬کشند. هدف این پژوهش، دستیابی به شناخت از طریق کاربرد طرح¬واره¬های حجمی دل، سر و چشم بوده است، تا با بررسی کارکرد این طرح¬واره¬ها، شناخت دقیق¬تری از شخصیت فردی و اجتماعی این شاعر حاصل گردد. از مهم¬ترین دستاوردهای این پژوهش که می¬توان به آن اشاره داشت: 1. در ادبیات فارسی دل مظهر درک شهودی است و چشم نماینده حواس ظاهری بوده و پر کاربردترین ابزار برای درک واقعیت محسوب می¬شود. بسامد مظروف دل در اشعار مولانا نسبت به مظروف چشم به نوعی شخصیت شهودی مولانا را مطرح می¬کند. 2. سر در زبان فارسی ظرف مفاهیم مرتبط با اندیشه قرار گرفته است، اما در اشعار مولانا، سر ظرف واژگان مرتبط با عشق است. مفهوم عشق به عنوان مظروف سر در اشعار مولانا با واژگان متفاوتی بیان شده است که تحلیل آنها عشق پرشور و تاحدودی عشق رفاقتی را در نگاه احساسی مولانا نشان می¬دهد.