مقاله


کد مقاله : 1395082993303991

عنوان مقاله : بررسی داستان سیاوش بر اساس نظریة «آلوده‌انگاری» ژولیا کریستوا

نشریه شماره : 46 فصل پاییز 1396

مشاهده شده : 280

فایل های مقاله : 234 KB


نویسندگان

  نام و نام خانوادگی پست الکترونیک مرتبه علمی مدرک تحصیلی مسئول
1 ذوالفقار علامی Zalami@alzahra.ac.ir دانشیار دکترا
2 فاطمه باباشاهی fbabashahi@yahoo.com دانشجو دانشجوی دکترا

چکیده مقاله

داستان سیاوش از جمله داستان‌های تراژیک شاهنامه است که افزون بر قابلیت‌ها و ظرفیت‌های گوناگونی که برای نقد و بررسی دارد، برخی از پیام‌های اصلی حماسة ملی و اسطوره‌های ایرانی مانند: نبرد میان خیر و شر، ایران و انیران، مبارزه با پلیدی‌ها و پلشتی‌های روح انسانی و... در آن جریان دارد. یکی از نظریه‌هایی که با نگاه روانکاوانه به تحلیل آثار ادبی می‌پردازد و برای تحلیل این داستان مناسب به نظر می‌رسد، نظریة آلوده‌انگاری ژولیا کریستوا از منتقدان پساساختارگراست که بر اساس آن شاعر یا نویسنده، پلید‌ی‌ها و پلشتی‌های روح انسانی را از طریق متن برون‌فکنی می‌کند. ماجرای عشق آلودة سودابه، گذر سیاوش ازآتش برای اثبات بی‌گناهی و مرگ اندوهبار او در توران زمین، از نمودهای آشکار و آلوده‌انگارانه این داستان است که زمینه را برای استفاده از این رویکرد فراهم می‌سازد. از این رو، این مقاله در صدد است با توجه به وجود رانه‌ها و افزونه‌های آلوده در این داستان که در جریان عشق سودابه، در نهایت با همراهی عواملی دیگر مرگ اندوهبار او را رقم می‌زند، آن را تحلیل کند و به این پرسش پاسخ دهد که کاربرد این نظریه تا چه اندازه در این داستان مؤثر و کارآمد است؟ و با کاربست این نظریه، آیا به تحلیلی تازه می‌توان دست یافت یا خیر؟ برآیند مطالعه نشان می‌دهد: این بررسی با تبیین نظریة آلوده‌انگاری کریستوا و تحلیل داستان سیاوش از این منظر، سازگاری دارد و امکان خوانشی نوین از آن و به تبع آن قضاوتی دیگرگون از فردوسی، سراینده‌ داستان را، برای خوانندگان فراهم می‌سازد.