مقاله


کد مقاله : 13940623115345190

عنوان مقاله : اشتراکات ساختاری در شعر نیما و چند شاعر معاصر

نشریه شماره : 30 فصل بهار 1388

مشاهده شده : 572

فایل های مقاله : 152 KB


نویسندگان

  نام و نام خانوادگی پست الکترونیک مرتبه علمی مدرک تحصیلی مسئول
1 محمد خسروي شكيب Khosravi_shakib@yahoo.com استادیار دکترا
2 قاسم صحرائي Ghasem.sahrai@yahoo.com دانشیار دکترا

چکیده مقاله

هر نوعي از انواع متعدد هنر– شعر، داستان کوتاه، رمان، نثر- تحت حمايت سبکي خاص و مستقل، يک نظام نوشتاري تلقي مي‌شود که مبتني بر مناسبات و انتظارات ساختاری و تنظيمات زباني و به صورت کلي متکي بر پيشينه‌ی نظريه‌هاي ادبي مستقل و خاص خود مي‌باشد. بديهي است، بداعت يک سبک، مديون استقلال و تازگي تئوري‌هاي پيشاساختاري است که واقعيت آن سبک را به عنوان جرياني خاص و با قابليت پيروي و تداوم تضمين مي‌کند. طرح ساختاري مستقل با شيوه‌هاي زباني سنجيده و نو، همراه با جهان نگري بعدپذير، اساساً پيش فرض و حداقل شرطي است که هر سبک جديد و تازه‌اي براي به دست آوردن استقلال خود نيازمند آن است. شعر معاصر به رهبري نيما و پیروان او سپهری و فروغ، متکي بر مشخصه‌هاي هستي شناسيک و زيباشناسيک است که واقعيت آن را به عنوان يک جريان ريشه‌دار و با قابليت پيروي و تداوم و از همه مهمتر با استقلال و هويت، نشان مي‌دهد. در اين مقاله، اشتراکات ساختاری شعر نیما، سپهری و فروغ که ارتقا دهنده و اثبات کننده استقلال و تمايز شعر آنها از سطح شعر کلاسيک است، ارزيابي مي‌شود. اسطوره‌شکني ساختار، مرکزيت گرايي در نظام صوری، پايان پذيري خلاق، واقعيت گرايي خلاق، استبدادگريزي معنا، انتزاع گرايي در زبان، شعارگرايي در زبان و تعهدگرايي، از مهمترين نشانه‌هاي اشتراک ساختاری در شعر نیما، سپهری و فروغ است.